تبلیغات
همه چیز درباره ی تاریخ ادبیات ایران و جهان (دبیرستان هدایتی ناحیه 1 قم) - عصر مولوی ( تاریخ ادبیات 1)
ادبیات، آیینه ی فرهنگ و تمدن جامعه

عصر مولوی ( تاریخ ادبیات 1)

تاریخ:پنجشنبه 22 فروردین 1392-08:42 ق.ظ

سلام

با آرزوی موفقیت و بهروزی برای شما نکته های مهم و خودآزمایی درس های مربوط به آن  قابل مشاهده است.

بخش نهم  عصر مولوی

در آمدی بر عصر مولوی دوره ی حماسه عرفانی

نکته های مهم

در برهه ای از تاریخ سرزمین ما حکومت فرمانروایان بیگانه کشمکش های بی مورد و مکرر حکومت ها و تاخت و تاز اقوام بی فرهنیگ چون غزان  و مغولان باعث بروز تباهی ها و بی سامانی های فرهنگی و دل مردگی مردم شده است .

در این زمان تنها پادزهر نیرومندی چون عرفان می توانست با ایجاد زمینه برای پایداری های معنوی بقای فرهنگ و مدنیت ایرانی را ضمانت کند .

شعر عرفانی با تکیه بر عواطف انسانی و پیش کشیدن اصولی مثل تسامح و مدارا محبت خدمت بلاشرط بی نیازی و آزادگی با یادآروی ارزش وجود انسان او را به سوی کمال و سرنهادن بر آستان حق دعوت می کند.

شعر مولوی هم در لفظ نغز و دلنشین است و هم معنی برتر و انسانی و آسمانی .

در شعر عصر مولوی سنایی پیشگام است و به قول مولانا چشم  و چراغ وعطار قافله سالار و خود مولانا خداوندگار قلمرو شعر و عرفان است.

-         شعر عصر مولوی را با شاهان و فروانروایان کاری نیست .

-         دراین عصر قالب غزل جایگزین قصیده می شود .

بلند ترین و سرشارترین مثنوی های عرفانی که حاوی نغزترین داستانها و پرمغزترین تمثیل های ادب فارسی هستند دراین دوره سروده شده اند.




پاسخ خود آزمایی های نمونه  درس 15 ص 137.

1)    سنایی در قصاید خود به زهد و حکمت و مضامین اخلاقی روی آورد و در غزل به جای مضمون های عاشقانه و معنی های برخاسته از عشق ظاهری به معانی عرفانی و الهامات ناشی از عشق واقعی به مبدأ هستی پرداخت.

2)    چون در پاره ای از قطعات، سنایی را چنان شیفته و دل باخته ی اهل بیت و فضائل ائمه ی دین می بینیم که او را شاعری شیعی و محب اهل بیت می یابیم.

3)    مثنوی حدیقه الحقیقه، دیگر آثار او عبارتند از : سیر العباد الی المعاد، طریق التحقیق، کارنامه ی بلخ، مثنوی عشق نامه، مکاتب  سنایی و دیوان اشعار.

4)    خاقانی در قصاید حکمت آموز و غزلیات عارف منشانه ی خود بر طریق سنایی رفته است و در نظم تحغه العراقین به حدیقه توجه داشته است. عطار، غزل سرای عرفانی به طرز سنایی را به کمال رسانیده و در تصنیف منطق الطیر خود به حدیقه ی سنایی نظر داشته است. مولانا در دیوان شمس از پی سنایی و عطار رفته است و مثنوی معنوی را به شیوه ی الهی نامه سنایی به نظم در آورده است. به طور کلی پس از او سرودن اشعار زهد آمیز در میان بسیاری از شاعران معمول گردید و قالب غزل گسترش و بالندگی بیشتری پیدا کرد.

5)    مولانا جلال الدین عطار  را روح، سنایی را دو چشم او می دانسته که خود از پی سنایی و عطار آمده است و در واقع خود را وامدار و پیرو سنایی خوانده است:

عطار  روح بود و سنایی دو چشم او               ما از پی سنایی و عطار امدیم

6)    حماسه های عرفانی و ادبیات تمثیلی، مثنوی های حدیقه، مخزن الاسرار منطق الطیر و مثنوی معنوی

7)    رباعی، مخصوص اندیشه های کوتاه و عمیق و تأملات فلسفی است که معمولاً در آن تکیه اصلی معنا در مصراع چهارم است.

8)                       سنایی

9)                       تأملات فلسفی

پاسخ خود آزمایی های نمونه درس 16 صفحه 151

1)    زیرا خاقانی در توصیف صبح و طلوع آفتاب دستی توانا دارد.

2)    خاقانی در نظم تحفه العراقین بر طریق سنایی رفته و به حدیقه توجه داشته است.

3)    شیوه ی خاص او بر پیچاندن معنا و آشنا و آفریدن ترکیبات و تعبیرات تازه استوار است. تشبیهات و استعارات خاقانی مثل تعبیراتش غریب است و فهم آن ها دقت و دانش افزون تری می طلبد.

4)    خیر ، هنگامی که به ری رفت از بد روزگار بیمار شد و در همان جا هم خبر حمله غزان به خراسان به وی رسید و او را از ادامه سفر بازداشت.

علت سفر او این بود که: از خدمت در دربار شروانشاهان ملول شد و آرزوی دیدار استادان  و شاعران عراق در وجودش قوت گرفت و قصاید چندی در اشتیاق دیدار خراسان سرود و او را به این سفر واداشت.

5)    دیدن کاخ فرو پاشیده ی مداین موجب شد خاقانی قصیده ی پر درد و عبرت انگیز خود را با مطلع:

«هان، ای دل عبرت بین از دیده عبر کن، هان           ایوان مداین را آیینه ی عبرت دان»

در وصف آن بنای تاریخی و پر  سابقه بسراید.

پس از خاقانی بحتری با قصیده المدائن این کاخ را توصیف کرده است.

شاعران دیگری کما بیش اشاره ای به عظمت این کاخ داشته و به توصیف ایوان مداین پرداختنه اند. از جمله خیام در رباعی زیر:

آن قصر که بر چرخ همی زد پهلو               بر درگه آن شهان نهادندی رو

دیدیم که بر کنگره اش فاخته ای                          بنشسته همی گفت که : کوکو! کوکو!

پس از خاقانی، قصیده ی «ایوان مداین» معروف شد و بعدها چند تن از شاعران، مانند حسین دانش (1286-1362 ه.ق) شاعر فاضل ایرانی و مترجم رباعیات حکیم عمر خیام به ترکی، از آن تقلید کردند. (به نقل از گزیده ی اشعار خاقانی به کوشش دکتر سجادی)

6) این مسئله را باید ناشی از نوعی واخوردگی و حقارت که متأثر از سرگذشت کودکی و جوانی اوست، دانست همچنین غرور ذاتی و طبع بلند او عامل دیگری است.

مضافاً او مردی نازک دل و زود رنج بوده است که چون از چیزی یا کسی بر آشفته می شود، نمی تواند خشم آتشین خود را فرو بخورد و با خودداری و شکیبایی آبی بر آتش طبع خود فرو ریزد. لذا دیوان مشکل و شعر دشوار و دیریاب خاقانی در واقع چیزی جز بازتاب اندیشه و زندگی پر فراز و فرود او نیست.

7) نظامی نه تنها برای خود سبک و روشی جداگانه دارد، بلکه تأثیر شیوه ی او بر شعر فارسی نیز انکار ناپذیر است. وی با گشودن این مسیر و هم چنین توجه به مضمون های اخلاقی و اندرزی تکیه گاه تازه ای برای شعر فارسی ایجاد کرد و نشان داد که می تواند چیزهای دیگری غیر از مدیحه و توصیف و غزل را وارد شعر کند. او به شاعران پس از خود نشان داد که می توان شاعر بزرگی بود اما به دربارها و زورمندان تکیه نداشت.

8) امیر خسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، جامی، مکتبی شیرازی، وحشی بافقی، فیضی دکنی، کاتبی ترشیزی، عرفی و غیره ... موفقیت بیشتر، از امیر خسرو دهلوی بوده است اما جامی را هم در سرایش هفت اورنگ نباید از نظر پنهان داشت.

9) بیشتر از فردوسی تأثیر گرفته است و رد پای مقابله با سنایی در شعر او دیده می شود


پاسخ خود آزمایی های نمونه درس 17 ص 159

1)    موضوع آن اندیشه های عارفانه و فیلسوفانه و قالب آن رباعی است.

2)    بدون شک، عطار  از شاعران بزرگ و معتدل زبان فارسی است که خود به درجه والایی از کمال و معرفت دست یافته است. او آن چه را که سنایی در آغاز کار از سرمایه های عرفانی به عرصه شعر فارسی وارد کرد، با والایی و برجستگی خاصی به کمال نسبی خود نزدیک کرده است و اگر بگوییم حتی برای مولانا جلال الدین راه رسیدن به اوج عارفانه ای را که در مثنوی و غزلیات شمس می بینیم هموار کرده است، سخنی به گزاف نگفته ایم.

3)    پدر مولانا هنگامی که به بلخ مهاجرت می کند در سر راه خود به شهر نیشابور وارد می شود. او در این شهر با عطار نیشابوری ملاقات می کند در این زمان مولانا نوجوانی سیزده ساله است. عطار کتاب اسرار  نامه ی خود را به او هدیه می کند و به پدرش می گوید :« زود باشد که این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند».

4)                       منطق الطیر، الهی نامه، مختارنامه، تذکره الاولیا.

5)    آشنایی و ملاقات با شمس تبریزی،

6)                       چنان که خود گفته است به سه دوره می توان تقسیم کرد:

حاصل عمرم سه سخن بیش نیست            خام بدم، پخته شدم، سوختم

1-    مرحله ی خامی:               از کودکی تا دوره ی جوانی

2-    مرحله ی پختگی:             از جوانی تا دیدار شمس و تا مرگ صلاح الدین

3-    مرحله فنا شدن و سوختن:   انقلاب روحی تا پایان عمر

7)                       مثنوی معنوی

8)    مولوی خوش نام ترین و مردمی ترین شاعر زمانه ی خویش و حتی سراسر ادبیات فارسی است. او خداوندگار شعر و ادب فارسی است، کسی که عشق و عرفان را در اوج قله ی ادب نشاند: مولوی  یکی از ارکان اصلی فرهنگ و ادب ایرانی است.

9)    شعر جوششی برخاسته از جذبه ها و کشش های عمیق  درونی شعر است که از اعماق وجود او بر می خیزد و بر لب او جاری می شود و حاصل یک نوع بی خودی و جوشش عشق است. اما شعر کوششی و پیوندی از دل بر نمی خیزد و حاصل جذبه و عشق نیست. شاعر می کوشد الفاظ را در قالب وزن ها و قافیه های دلخواه بریزد و سپس به رفع اشکالات آن بپردازد و ...

شعر مولوی جوششی است، که بر ذهن و زبان او جاری می شده است و مریدان او می نوشته اند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()